“اگر درسگفتارهای من نتیجه‌ای جز برانگیختن حسّ احترام دانشجویان نسبت به گذشته،و احتراز از داوری با چیزهایی از پیش در دست، نداشته، و بلکه آن‌ها را به بررسی و مشاهده‌ی دقیق و متفکرانه ترغیب کرده باشد؛ و مضاف براین، اگر این درس‌ها روحیه‌ی روشمندی را در میان هنرمندان احضار کرده باشد، توانسته‌ام خدمت مفیدی به انجام رسانم.”
اُژِن-امانوئل ویوله-لو-دوک

منظور از نظریه‌ی معماری چیست؟

پاسخی که به این پرسش می‌دهیم این است:
نظریه‌ی معماری کنشِ اندیشه، مباحثه و نگارش درباره‌ی معماری است.
به بیان دیگر، نظریه‌ی معماری مشتمل  است بر شرح انتقادی بر آثار یا درباره منشا سبک‌های ساختمان‌سازی؛ و جانبداری از رویکردهای جدید به رشته‌ی معماری و عمل مترتب بر آن.
نظریه معماری در عین حال پرسشهایی در طراحی، یا تاریخ معماری را مطرح می‌کند؛ و این که چطور می‌توان شاکله‌های نظری معماران را برای کسب نوعی بصیرت فلسفی کاوید؛ و به این ترتیب، این پرسش را مطرح ساخت که نظریه‌ی زیبایی شناسی فلسفی چه نسبتی با نظریه معماری دارد.
آثار موجود در این سنتِ غربیِ چندوجهی که توسط معماران، منتقدان معماری، و مورخان معماری به رشته تحریر کشیده شده، از نوشته‌ی ویتروویوس آغاز می‌شود و تا به روزگار کنونی ادامه می‌یابد.

نقد معماری

Episode 039- اخلاق حرفه ای و نقد در معماری 3

اپیزود 39م در این اپیزود میزبان حضور گرم جناب آقای دکتر سیامک پناهی هستیم و به امر نقد معماری می پردازیم. نقد و نقادی را باید مهمترین عامل محرک و موتور پیش برنده تمدن مدرن دانست. در واقع مدرنیته با نقادی و نقد کردن خود و دیگری، تازه به تازه و نو به نو می‌شود....

Episode 039- اخلاق حرفه ای و نقد در معماری 3
/

مفهوم “دانش از راه کنش” یا “معرفت از طریق عمل” برای نظریه پردازی چون ویتروویوس، و نیز برای بسیاری از دیگر نظزیه پردازانی که پس از وی ظهور کردند، حائز اهمیت بود. از ده دفتر درباره معماری که ویتروویوس تالیف نمود، تنها هشت دفتر به مصالح ساختمانی، زیرساخت‌های عمران شهری، مهندسی عمران شهری و تکنولوژی و تیپ‌ها یا انواع ساخت و ساز، بجز معابد و پرستشگاه‌ها، اختصاص یافته‌اند. مخلصِ کلام، تصویری که ویتروویوس از معماری ارائه کرده ریشه در معرفت عملی نسبت به بناء، اجرای بناء و صنایع مرتبط با ساخت و ساز معمارانه دارد.

ویتروویوس

نخستین رساله‌های مدرن معماری، از رساله‌ی لئون باتیستا آلبرتی گرفته تا رساله‌ی کلود پرو را میتوان به مثابه نوشته‌هایی در نظر آورد که مسلسل‌وار حاصل خوانش و بازخوانشِ اثر کلاسیکِ ویتروویوس بوده‌اند و حلقه‌ی کاملی از متون را تولید کرده‌اند که همواره دور می‌زنند و به این تنها متن معماریِ برجای مانده از دوران باستان برمیگردند.
البته لازم به تذکر است که منظور این نیست که نوشته های معماری از دوران آلبرتی به بعد را منحصرا میتوان ویتروویوسی طبقه‌بندی کرد. این نکته بدیهی است که این نوشته‌های متنوع طیف وسیعی از تیپ‌های مورد نظر ویتروویوس را شامل می‌شوند. اما در عین حال باید به این نکته توجه داشت که تداومِ سنت ویتروویوسی در همه‌ی آنها آشکار و قابل مشاهده است. لذا نخستین نظریه‌پردازان مدرنی که از خود رسالاتی در بابِ معماری به جای گذاشته‌اند، همگی ضرورتا خوانندگانِ  متنِ ویتروویوس بودند و موضعِ آنها، جزئا، در نسبت با متن کلاسیک ویتروویوس تعیین می‌شد.

در حالی که عصرِ روشنگری بر ماهیتِ انسان و تنوع تجربه‌ی انسانی تاکید داشت، نظریه پردازانی چون مارکآنتوان لُژیه، طراحی معماری را به مثابه فصل بنیادینی در توسعه انسانی معرفی می‌کردند. تولد مبحثِ نقد هنری و کشف مجدد شهرهای باستانی، همچون پمپئی، به تحقیق و پژوهش و شکل گیری مباحث جدلی میانِ طرفداران کلاسیسم و هوادارانِ چارچوب سبک شناسی معماری نوین دامن زد.
نظریه پردازان سده نوزدهمی همچون آگوستوس پیوجین و جان راسکین با این نظر مخالف بودند که “اخلاق منبعث از دیانت” و وفاداری/صداقت در صنعتگری باعث احیا سبک گوتیک و غلبه آن بر نئوکلاسیسم شده است.
دیگر تاکیدات صورت گرفته در همان قرن نوزدهم شامل پیشنهاد اُژن-امانوئل-ویوله-لو-دوک بود که صداقت در طراحی بر تکنیک‌های ساخت و ساز تاثیر داشته و لذا فذم‌های معماری شکل گرفته نیازمند مواد و مصالحِ مناسب هستند.
نظریه‌های معماری …

جنبش مدرنیستی در معماری در سلسله ای از نوشته‌های جدلی که لویی سالیوان منتشر می‌ساخت، در ابعادی وسیع گسترش یافت و دامنه‌ی آن به فراسوی مرزهای جهان معماری نیز رسید. سالیوان شعارِ عملکردگرایی مورد نظر خود را در قالبِ یک جمله‌ی بسیار مشهور تبیین کرد: “فرم از عملکرد/کارکرد پیروی می‌کند” . آدلف لوس، تزئینات در معماری را “جنایت” خواند و لوکوربوزیه خصلت معماری را به مثابه تابعی از امکانات تکنولوژیکِ روز معرفی کرد.
نظریه معماریِ پس از جنگِ جهانی دوم، حتی بیش از پیش، در حوزه‌های عقلی در پیِ الهام می‌گشت، یعنی در رویکردهای فنومنولوژیک یا پدیدارشناسانه‌ی استین آیلر راسموسن و کریستیان نوربرگ-شولتس و یا در کشفیاتِ سموتیک (نشانه شناختیِ) چارلز جکنز و در تحلیل‌های مارکسیستیِ مانفردو تافوری.
نظریه‌های معماری …

چنانچه از معرفی کتابِ نظریه‌های معماری لذت بردید و برایتان مفید بود، نمانایی شوید و در کست باکس نیز ما را دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست